کیستم من؟ یک تکه تنهایی!

دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۴،

بعد از اون روز توی همین دی ماه برای نمونه برداری رفتم نوبت گرفتم.صبح که میخواستم برم یه دور با کج کلاه دعوام شد چون انگار زوری بیادا . میدونید از بس کارام رو خودم تنهایی انجام دادم انگار بد عادت شده.

واقعا خانمهایی که همه کارا رو میسپارن به شوهرشون، شوهره بهتر بار میاد. به خدا من حامله بودم این تو خونه میخوابید مثلا شیفت عصر بود من خودم میرفتم آزمایش میدادم از اون آزمایش دو مرحله ای ها تا یازده ظهر، بعد دوباره برمیگشتم.تازه ماشینم نداشتیم، مثل الان اسنپی هم وجود نداشت. میرفتم سر خیابون تاکسی میگرفتم و بر میگشتم.

خب حالا معلومه کار داشته باشم برخوردش مثل شوهرای مردم نیست.

بگذریم

خلاصه اومد باهام و رفتیم و بعد از سه چهار ساعت نوبتم شد.دو نفر بودن یکی سونو میکرد اون یکی هی سرنگ میبرد تو گلو و میاورد بیرون. چون بی حسی موضعی انجام میدن درد آنچنانی حس نمیکنی در حد درد یه واکسن یا آمپول سطحی.اما بعدش سرگیجه میگیری و فشارت میفته.چون یه بار که سرنگ نمیره چهار پنج بار تکرار میکنن و هی سرنگ رو میچرخونن.

خلاصه یک ربع نشستم و نمونه رو بردیم آزمایشگاه و بعد دو هفته جواب اومد گفتن فعلا اوکی هست خداروشکر فقط شش ماه دیگه سونو تکرار بشه.خلاصه منم به هر دکتر غددی نمیتونستم اعتماد کنم.

یه دکتر غدد که مادرم و پدرم پیشش میرفتن ویزیت مجازیم کرد . اما فکر کن با اینکه دو نوبت ویزیت مجازی دادم و اختلاف مجازی حضوری اش هم فقط ۵۰ تومن بود، اما این یه نسخه ننوشت.دو جور دارو فقط اسمش رو گفت و رفت که رفت‌.

روز بعد کد ملی دادم گفتم لطفا دستور و دارو ها رو بنویسید سین کرد جواب نداد‌.منم امشب رفتم براش تو ایتا نوشتم که

من که میرم دارو رو آزاد میگیرم حالا که نسخه نکردید اما شما کارتون درست نیست و ارزش انسانی قائل نیستید برای بیمار و این حرفا .

حالا کج کلاه دیده میگه خیلی تند نوشتی شاید بعدا کارش داشتی میگم نه . میخواد جواب بده میخواد جواب نده. برام مهم نیست.

چهارتا دکترِحسابی که هم تو این مملکت پیدا میشن مهاجرت میکنن ما میمونیم و این عزیزان پر مدعا ...

مهاجرت تو همه زمینه ها به ما آسیب زده...

یه سری چیزهای دیگه هم میخواستم بنویسم ولی زبان در دهان میگیرم از ترس جان و ناموس و خانوادم ...

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد...

*

خب امروز ادامه رو مینویسم .دکتر جواب داد و گفت شما باید صبر میکردید ما بیایم مطب و فلان و بعد نسخه بزنم. بهانه آورد ولی کد نسخه رو فرستادن

و منم دیگه جواب ندادم . نگفتم تو سه شنبه آزمایش من رو دیدی جواب من رو دادی ولی دیگه تا یکشنبه نسخه ننوشتی تا اعتراض نکردم .

فقط کد رو کپی کردم‌ و از چت اومدم بیرون. چرا؟ چون به نتیجه ای میخواستم رسیده بودم.تازه ابراز ناراحتی کرده چرا گفتم این کارتون انسانی نیست و اینا.

*

باز هم حرف دارم منتها حس تایپ ندارم.بعدا انشالله.

مراقب خودتون باشید🌸

نویسنده: شاخه نبات نظرات:

آمارگیر وبلاگ

© کیستم من؟ یک تکه تنهایی!